+
نوشته شده در Tue 8 Jun 2010ساعت 4:30 PM  توسط Nazwob
|
ساعت شبه / همه خوابن! / نمیتونم نفس بکشم . . . هوای دلم خیــــــلی گرفتس: ابری و طوسی و برفیه سرم درد میکنه . . . / دهنم مزه خون میده بخدا نمیتونم نفس بکشم ! دلم گرفته از همه آدمایی که تو زندگیم پا گذاشتن چون همه فقط ردّ پاهاشون واسم مونده . . . دلاشون یه جای دیگس این روزا هم با همشون بداخلاقم . . . تقصیر خودم نیست . . . دیگه نه لبخند برام مونده نه مهربونی نه امیدی برام مونده و نه همدمی فقط میخوام از دست همه راحت شم ... حتی خودم کاش دیگه نفس نکشم!